ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
182
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
وقتى به حلب نزديك شدند نامهاى به لؤلؤ خادم كه امور آنجا را اداره مىكرد ، و سپهسالار ، كه معروف به شمس الخواص بود . نوشتند و از آنان خواستند كه شهر را تسليم كنند . نامههائى را هم كه سلطان محمد درين خصوص نگاشته بود عرضه كردند . ولى آنان در پاسخ مغالطه كردند و رسولى را نزد طغتكين و ايلغازى فرستادند و كمك خواستند آنان هم با دو هزار سوار وارد حلب شدند و اهالى را به ممانعت از قشون سلطان محمد برانگيختند و عصيان خود را آشكار ساختند .
--> [ ( ) ] خراب و ويران است . ( ناظم الاطباء ) شهر مشهورى است در ساحل فرات از جانب شرقى آن و از آن تا حران كه يكى از بلاد جزيره است ، سه روز راه است ( از معجم البلدان ) . شهرى است ( از جزيره ) بزرگ و خرم و پيوسته به رايقه بر كران فرات نهاده ، و حرب صفين اندر حد او بوده است از آن سوى رود ( حدود العالم ) جعبر نام حاكم آنجا در عهد قادر خليفه بر لب فرات و محاذى رقه قلعهاى در سنگ خارا ساخته است . دورش يك هزار گام و نزديك صفين رزمگاه على با معاويه است . ( از نزهة القلوب ) كرسى ديار مضر در جزيره بر ساحل فرات است . عياض بن غنم آن را فتح كرد ( در سال 17 هجرى قمرى ) و سكنهء مسيحى آن به پرداخت جزيه مصالحه كردند و در آن آثار باستانى است . ( فرهنگ فارسى دكتر معين ) رقه شهر قديم بين النهرين بر ساحل چپ فرات در ناحيهء مضر است . در ايام باستانى كالينيكوس نام داشت و گويند سلوكوس كالينيكوس ( سلوكوس دوم ) آن را در 244 يا 242 قبل از ميلاد بنا كرده بود . خسرو اول ، پادشاه ساسانى در سومين لشكركشى خود بسال 542 ميلادى ، به سوريه ، آن را گرفت . در سال 18 يا 19 هجرى قمرى بدست مسلمانان افتاد . در جنگ صفين ، على عليه السلام از آنجا از فرات گذاشت . ويرانههاى ناحيهء رقه از لحاظ بقاياى قديمى اهميت دارد . بتانى بيشتر عمر خود را در رقه گذرانيد . ( دائرة المعارف فارسى )